عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
36
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
هميكردند از زهد جريح و عبادت وى . زنى بود پليدكار بغايت حسن و جمال ، گفت اگر شما خواهيد من او را بفتنه افكنم ، بنزديك وى رفت و خويشتن را بر وى عرضه كرد ، جريح بوى ننگريست و تن فرا وى نداد ، آن زن از نزديك وى بيرون آمد ، شبانى بود كه بصومعهء او رفتى ، خويشتن را بشبان داد تا از وى بار گرفت ، چون از وى فرزند آمد گفت اين فرزند از جريح است ، بنو اسرائيل رفتند و آن صومعه وى خراب كردند و او را بخوارى به زير آوردند و مىرنجانيدند ، جريح گفت : ما شأنكم ؟ چه رسيد شما را ؟ چه بود كه مرا مىرنجانيد ؟ گفتند : زنيت بهذه البغىّ فولدت منك . اين فاجره ميگويد از تو فرزندى دارم ! گفت بياريد آن فرزند را ، بياوردند . جريح دو ركعت نماز كرد آن گه دست بدان طفل زد ، گفت : باللّه يا غلام ، من ابوك ؟ بخداى كه راست بگوى اى غلام كه پدر تو كيست ؟ گفت : پدر من فلان است ، يعنى آن مرد شبان . فاقبلوا على جريح يقبّلونه و يتمسحون به و قالوا : نبنى لك صومعتك من ذهب . قال لا ، اعيدوها من طين كما كانت ، ففعلوا . « آتانِيَ الْكِتابَ » اى - علمنى الانجيل و انزله علىّ . « وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا » - رسولا . قول حسن است كه عيسى در طفوليّت اللَّه تعالى او را عقل داد و بلوغ داد و كتاب و نبوّت داد و در شكم مادر كتاب انجيل بر خواند همچون آدم كه اللَّه تعالى او را بيافريد پيغامبر بود ، مكلّف و مبعوث بخلق . عيسى ( ع ) هم چنان بود . قال بعضهم انّ اللَّه تعالى خلق عيسى على صفة آدم ، لا من جهة القامة و الصّورة و لكن من جهة العلم و الحكمة ، خلقه عاقلا ، عالما لم يحتج الى تلقين و تعليم . و روى انّ مريم ( ع ) قالت : كنت اذا خلوت انا و عيسى . حدّثنى و حدّثته و اذا شغلنى عنه انسان ، سبّح فى بطنى و انا اسمع . و قول بيشترين مفسّران آن است كه عيسى آنچه گفت : « آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا » از نبشته لوح محفوظ خبر داد ، چنان كه پيغامبر را گفتند : متى كنت نبيّا ؟ قال : كنت نبيّا و آدم بين الرّوح و الجسد . يعنى - كه پيغامبر خواهم بود و اللَّه تعالى مرا كتاب خواهد داد ، چنان كه در لوح محفوظ حكم كرد و نبشت . عكرمه در تفسير